محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
68
مجمع الانساب ( فارسى )
او تمام گشت و او را از بهشت حلّه آوردند تا درپوشيد . بارى تعالى ملائكه را فرمود كه : « اسْجُدُوا لِآدَمَ » « 1 » شما كه ملائكهايد همه آدم را سجده بريد ! همهء ملائكه سجود كردند مگر ابليس كه نكرد ، كما قال عزّ اسمه : « فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ . » « 2 » و كردگار نام او آدم نهاد از براى آنكه سرشت او از اديم زمين بود . و خداى تعالى خطاب كرد به ابليس كه : « ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ؟ » « 3 » گفتا چه بازداشت تو را كه سجود نكردى ؟ قال : « أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ . » « 4 » پروردگارا من از او بهترم ، كه مرا از آتش آفريدى و او را از خاك ، و آتش از خاك فاضلتر است . خداى تعالى لعنت بر وى كرد و لعين دو جهان گرديد و از صورت ملكى به هيأت شيطانى بازگرديد و او را ابليس خواند ، و معنى ابليس ، نوميدى باشد ، و فرمود كه : « فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ وَ إِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلى يَوْمِ الدِّينِ . » « 5 » و چون ابليس ملعون و مطرود شد آفريدگار تعالى و تقدّس ، آدم را به تاج « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ » « 6 » مكرّم و مكلّل گردانيد و به حليهء توفيق و علم ، محلّل ساخت ، چنانكه معرفت اشيا و اسما همه او را معلوم شد كه : « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . » « 7 » و خداى تعالى خواست كه فضل آدم بر فرشتگان پديد كند . ايشان را فرمود كه مرا بگوييد نام چيزها اگر راست مىگوييد . فرشتگان گفتند : « قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ . » « 8 » كردگارا ! تو ما را بياموز كه ما چيزى نمىدانيم . « قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ . » « 9 » گفت : يا آدم ! ايشان را آگاه كن از نام چيزها . و آدم ، فرشتگان را نام هر چيز بياموخت تا فضل آدم بر ايشان پديد آمد و بدانستند كه فضل به علم و حكمت باشد ، نه به نعمت و عبادت [ 42 ] . و خداى تعالى ، آدم را ميوههاى بهشت فرستاد تا بخورد و بياسود و به خواب اندر شد . چون آدم به خواب شد ، از پهلوى آدم ، حوّا را بيافريد . نام او از براى آن حوّا كرد كه
--> ( 1 ) . سورهء « بقره » ، آيهء 34 ، سورهء « اعراف » ، آيهء 11 ، سورهء « اسراء » ، آيهء 61 ، سورهء « كهف » ، آيهء 50 ، سورهء « طه » ، آيهء 116 . ( 2 ) . سورهء « حجر » ، آيهء 30 و 31 . ( 3 ) . سورهء « اعراف » ، آيهء 12 . ( 4 ) . همان ، سورهء « ص » ، آيهء 76 . ( 5 ) . سورهء « حجر » ، آيهء 34 و 35 . ( 6 ) . سورهء « اسرا » ، آيهء 70 . ( 7 ) . سورهء « بقره » ، آيهء 31 . ( 8 ) . همان ، آيهء 32 . ( 9 ) . همان ، آيهء 33 .